"جرس : برخی تحلیلگران نزدیک به رهبران جنبش انتشار اینگونه اخبار تردید آمیز را در راستای میدان داری اپوزیسیون قدیمی و فاقد پشتوانه می دانند و معتقدند سناریوی تخریب رسانه سبز ( کلمه) از سوی برخی جریانها، در راستای منافع دولت کودتا ست تا از این طریق هدایت جنبش سبز را از دست شورا هماهنگی راه سبز امید که معتمد موسوی و کروبی هستند خارج سازند."
به مصاحبه ای از رادیو آزادگان گوش می دادم ، مصاحبه گر پرسید شما که می گوئید مردم از اصلاح طلبان عبور کرده اند پس چرا مردم هنوز گوش به فرمان رهبران جنبش در داخل هستند و به ندای آنان با حضور در خیابانها پاسخ می گویند حالیکه گوشی به اپوزیسیون خارج نشین ندارند.
اینجاست که باید کمی بیشتر به این مسئله اندیشید،
مسئله اقبال و عدم اقبال یک فرد یا گروه جای بحث و نقد فراوان دارد.
چگونه می شود که سایت جرس در مقاله ای به راحتی مخالفین را به قدیمی و جدید تقسیم می کند؟
البته تقسیم بندی های دیگری نیز در میان است.
بدون شک این نوع بینش در یک مقاله خلاصه نمی شود و منشی است که قدمتی دارد به اندازه خود ما ایرانیان.
برای مثال چگونه می شود که وقتی آقای کدیور را به نشستی دعوت می کنند به خاطر بودن آقای بنی صدر از حضور در جلسه امتناع می کند و یا اینکه در حین مبارزه ای نفس گیر آقای مهاجرانی زبان به تمجید ماردوش می گشاید.
آیا آقای کدیور چشم به موقعیت نزدیکی در داخل دوخته اند؟
آیا می توان هم مبارزه کرد و هم به ننگ و نام اندیشید؟؟؟
شاید تنها مرجع قابل اتکا برای ما وقایع تاریخی باشند.
اما آنچه که اهمیت دارد توجه به دو نکته زیر است
اول اینکه مواردی که در تاریخ با اقبال یا عدم اقبال عمومی مواجه شده اند تا چه حد از نظر محتوایی و مفهومی به وقایع جاری ما نزدیک هستند
و دوم مشخص کردن معیارسنجشی است که ما برای موفق بودن یا نا موفق بودن این اقبالها و یا عدم اقبالها در نظر می گیریم، بدین معنی که آیا هر اقبالی از نظر معیار های ما نشان از موفقیت دارند یا نه؟
من به عنوان یک عضو ناشناس کوچک از جامعه ایرانی از تمام محققینی که دغدغه ایرانی بهتر را دارند خواهش می کنم که به عوامل بروز این "اختلافات ناسالم" بیشتر بیندیشند.
